پارت هفتاد و چهارم :

***

همیشه از همان‌جایی می‌خوریم که خودمان هم فکرش را نمی‌کنیم. آرزو را از مرز رد کردند و بیشتر از آنچه سرهنگ خیال می کرد طول کشید تا به سرچشمه برسند. آرزو را که به ایران انتقال دادند، اولین کاری که کردم رفتن پیشش بود. کتایون مثل یک بت برایم مقدس بود، باید می فهمیدم خیالاتی که در سر دارم دستند یا نه.
نگاهم را به پسرک سبزه ای که روی تخت در بغل مرجان خوابیده بود دادم. قیافه اش کپی Ø

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مهدی

    0

    من بعد از دو سال دوباره این رمان رو خوندم به نظرم فوق العاده چون کلیشه ای نیست و با آدمهای عادی سروکار داره موضوعشم جذاب و تا پایان معماییه

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    چه قدر انرژی گرفتم از پیام‌تون. خدا رو شکر که انقدر به دل‌تون نشسته. واقعاً ممنونم از نگاه گرم و زیباتون🌹

    ۳ ماه پیش
  • Hani

    0

    خانم علی آبادی عزیز از اونجایی که عاشق قلمتون شدم این رمانتونم خوندم و لذت بردم بسیار پر محتوا و پر مغز ممنونم جای این کتاب در نمایشگاه کتابه نه صرفا در یک پلتفرم مجازی♥️🥰😍

    ۵ ماه پیش
  • Ftmzhra

    0

    نهههه کتایون دیگه چرا کاش اون خراب نمیشد خیلی سخته مظلوم ترین شخصیت یهو اینجوری بشه تهش

    ۵ ماه پیش
  • نَوا

    0

    کاش ادامه داشتتتت عالییی بوددد میتونم بگم عاشق این رمان شدم مثل پایگاه ویژه قلم قوییی ولیی میتونستین یکم ادامه بدین و بفهمیم کتایون خواهر آرزو بود یا نه و سعید و شادی بهم میرسن ولی در هر صورت عالییی بوددد ❤️❤️

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    قربونت نَوا قشنگم. خدا رو شکر که به دلت نشست. چون ژانر جنایی بود، تصمیم گرفتم رازآلود تمومش کنم. متهم رمان مورد علاقه خودمه و در دست چاپه و انشالله به زودی تو نشر علی چاپ می‌شه. هر وقت کسی شروع به خوندنش می‌کنه، من کلی ذوق می‌کنم😃😃

    ۵ ماه پیش
  • اِلا

    0

    خیلی قشنگ بود عزیزم ، با اینکه دو سال گذشته ولی خسته نباشیدی بهت میگم ، خیلی ایده ی جذاب و پخته ای بود و کلیشه ای نبود ، شخصیت ها خاص بودن و جنبه هایی رو به تصویر میکشیدن که از نویسنده ی دیگه *** به حال ندیده بودم ، اینکه با اطلاعات و تحقیق هم دست به قلم شدی واقعا تحسین برانگیز بود.امیدوارم بدرخشی

    ۶ ماه پیش
  • مبینااا

    0

    لطفا یکم توضیح میدادید در مورد مرگ کتایون که واقعا خواهر ارزو بوده ؟ و چرا ارش در مورد ارزو دروغ گفته

    ۷ ماه پیش
  • الی

    0

    بسیار قلم رسا و زیبایی دارید عزیزم ؛ رمان بی نظیری بود.

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    مرسی از نگاهت قربونت برم😍😍

    ۹ ماه پیش
  • رونیا

    1

    سلام فاطمه ی عزیز رمان زیبایی بود من زمزمه ی آسمان و کافه دلتنگی و متهم رو خوندم عالی بودن فقط کوچ پرستوها کی منتشر میشه

    ۱ سال پیش
  • حنانه

    4

    این رمان بنظرم تو قسمت معمایی و اجتماعیش فوق العاده بود اما قسمت عاشقانش دوس نداشتم

    ۲ سال پیش
  • حنانه

    2

    من دوتااز رمانات رو خوندم و هردوشون خیلی قوی بودن ولی یه انتقاد بنظرم جمع بندی هردو رمان خیلی جمع جور و کوتاهه انگار باید بیشتر ادامه داشته باشه

    ۲ سال پیش
  • آمنه

    0

    سلام ممنون عالی لعل بخارا رو خوندم گفتم این رمان رو بخوانم که چطور هست واقعا عالی هست در واقع از رمانی خوشم میاد دنیال بقیه رمانهای اون نویسنده میرم البته فقط رایگان رمان کافه دلتنگی هم عالیه عالی هست

    ۲ سال پیش
  • ماهی

    1

    بسیار عالی و زیبا. شروع و پایان خوب جذاب و خواندنی بود. قلمتون مانا نویسنده عزیز

    ۲ سال پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    قربانت عزیز دلم. شکر که به دلت نشسته😍😍😍😘😘😘 یه دنیا ممنون که وقت گذاشتی😘😘🤩🤩

    ۲ سال پیش
  • مهدی

    1

    من خیلی کم پیش میاد رمان بخونم ولی رمان به این زیبایی و معمایی و چالش برانگیز نخونده بودم بسیار عالی بود

    ۲ سال پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    خدا رو شکر که متهم شانس اینو داشته که جز اون معدود رمانی که خوندید و دوست داشتید باشه. یه دنیا ممنونم از وقتی که گذاشتید😇😇🌹🌹

    ۲ سال پیش
  • سهیل

    1

    عالیِ عالیِ عالی.دمتون گرمِ گرمِ گرم.یه دنیا ممنون.همینکه وارد برنامه شدم به امید یه پارت اضافی.با خودم گفتم حتما واسه امیر خاطره سازی کردن که کتایونو کشته تا از عذاب وجدان خودشو بکشه.موفق باشید👏👏👏

    ۲ سال پیش
  • | نویسنده رمان

    قربونت برم عزیزدلم😍😍😍😍 خدا رو شکر که این بار به دلت نشست قشنگم. یه دنیا ممنونتم که تا انتها کنارم بودی😘😘😘😘🤩🤩🤩🤩

    ۲ سال پیش
  • سهیل

    1

    فداتون بشم که انقد مسئولیت پذیرید و مرسی بخاطر وقتی که گذاشتید. یه دنیا ممنونم عزیزدلم از ته دلم موفقیت و سربلندی تونو از خداوند میخوام خیلی عزیزید..دنبال بقیه رمانهای آنلاین و آفلاینتون هستم🥰😘😘❤

    ۲ سال پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    خدا نکنه عزیزکم😍😍😍 وظیفه‌ام بوده😃 خیلی خیلی ممنونتم، لطف می‌کنی. یه عالمه ازت انرژی می‌گیرم همیشه🥰🥰🥰😍😍😍😍

    ۲ سال پیش
  • مهدی

    1

    به نظرم حرفتون منطقیه چون قبلا تو صحبتا گفته شده بود تو این فرقه با ذهن آدم کاری میکردن که باورش بشه با توجه به اینکه مشخص شد کتایون خواهر آرزو بوده

    ۲ سال پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    سلام. خیلی خوشحالم که متهم رو می‌خونید😊

    ۲ سال پیش
  • م

    0

    دوروزه همشو خوندم واقعا خوبه کار نویسنده،رمان عالی،پارت گذاری منظم،اهمیت به نظرات،همچی خوب بود،آرزو دروغ گفته بنظرم بخاطر اذیت کردن شادی،این بدبین بودن به همه حتی خانواده وبی اعتمادی هدف اصلی آرزو هست

    ۲ سال پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    یه دنیا ممنونتم عزیزکم😍😍😍😘😘😘😘 آره، بعید هم نیست😎😎

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️